rss feed atom feedxhtml validation css valitaion
balatarin do x do
فروشگاه آخرین عکس Lost in detail آخرین نقاشی Persian Vixen خداوندگاران sri لگوویزیون dancing Transformer watch

تبلیغ خیلی باحال سیتروئن. تقریبا 4.5 مگابایت. اگه طرفدار transformers هستید حتما نگاه کنید.

date

ایران

یکی دو هفته است که اصلا نرسیدم هیچ وبلاگی بخونم. یه جورایی همه اش در سفر بودم. روز بعد از برگشتن از دی سی رفتم پاریس، و دو سه روز بعدش هم آمدم ایران، سرزمین فیلتر و دایل آپ. میخواستم دوستان و خانواده رو غافلگیر کنم برای همین از قبل تقریبا به هیچکی نگفتم.

خوشبختانه پروژه ی سورپریز با موفقیت و با حداقل تعداد حمله های قلبی پیش رفت. تهران ولی بینهایت گرمه و کولر ها اصلا جواب نمیدن.

مشاهدات شهری هم با توجه به اینکه من دو سال پیش اینجا بودم زیاد تغییر نکرده چیزی، فقط قیافه ی مردمه که خیلی وحشتناک شده. تیپ پسر ها و دختر های جوون یه چیز فاجعه ای هست. پسر ها که همه موهای گنـــــــــده، لباس های تنگ و پشت مو (mullet) و یه جورایی هم آرایش، آخر تیریپ هومو (!!!). دختر ها هم که بهتره اصلا سعی نکنم تعریف کنم.

ترافیک هم که طبق معمول هر سال بدتر میشه.
میخوام سعی کنم این دفعه برم به جاهایی از تهران که تاحالا نرفتم. از این دنیایی که هر دفعه میام توش زندگی میکنم یک کم پام رو اونور تر هم بذارم. خیلی از جاهای جنوب شهر تهران هست که تاحالا اسمش رو هم نشنیدم، و مطمئن ام همین دوستا و آشناهایی که اینجا زندگی میکنند هم هیچ وقت نرفته اند. همین موضوع جدایی شمال شهر نشین ها یا طبقه ی متوسط و بالای جامعه از بقیه که سر انتخابات هم بحث اش خیلی شد.نه اینکه با این کار اونها رو درک خواهم کرد، ولی حد اقل میتونم ببینمشون. البته زیاد هم وقت ندارم.

همممم، دیگه فعلا همین دیگه. اوه راستی، پاریس که بودم یه سر رفتم لوور. فقط رسیدم قسمت ایران اش رو ببینم. تو هر اتاق تعدادی لوحه به زبان های مختلف هست که درباره ی اشیا داخل اتاق توضیح داده. تو یکی از اتاق ها که درباره ی سوریه و اون طرفا بود، لوح انگلیسی اش رو که برداشتم دیدم توش نوشته بود arabian gulf.
منم که بعد از قضیه ی بمب گوگلی و این چیزا دیگه بیش از پیش هم احساس مسوولیت میکنم در این باره، خیلی شاکی شدم.
لوح رو برداشتم که برم پایین با مسوولین موزه صحبت کنم، ولی بعد فکر کردم که هیچ کاری که نمیکنند که هیچ، اون لوح رو هم ازم میگیرند. بنابراین تصمیم گرفتم که لوح رو با خودم بیارم بیرون که بعدا بتونم از روش عکس و اسکن بگیرم و یه حرکت بهتری انجام بدیم. خلاصه همین کار رو هم کردم و لوح به دست از موزه خارج شدم (مرسی security!!!)
حالا یاروش اینجاست و سر فرصت باید اسکن کنم و یه نامه ی خوب بنویسم. نمیدونم تا چقدر حالش رو دارید ولی ممکنه که بعدا ازتون خواهش کنم شما هم کمک کنید و اون نامه رو براشون بفرستید.

البته با توجه به حضور خیلی کمرنگ ایرانی ها تو فرانسه کار خیلی سختیه، ولی خداییش خیلی زور داره تو موزه ی لوور که قسمت عظیمی از فرهنگ و تمدن ایرونی رو تو خودش جا داده، اینطوری ضایع بازی در بیارن.

به هر حال، حالا این باشه واسه یک کم بعد. من برم که دارم از گرما میمیرم رسما.

Balatarin
برای دوستانتان بفرستید:
ایمیل شما:
comments


everybody travel. Who cares?

نوشته شده توسط pa pati در July 15, 2005 06:22 PM

kh0sh begzare:)

نوشته شده توسط maryam در July 15, 2005 10:27 PM

sallam
residan be kheyr
dar mored oon loh ke az paris ovordi va name i ke mikhay benevisi , bad nist matn nameh be faransavi ham bashe
age komak khasti man va dustanam ke faranse baladim dar bast amade har no komak hastim
inam mail man fary_22@yahoo.com

نوشته شده توسط farnaz در July 16, 2005 02:13 PM

سلام ؛ سایت جالبی دارید موفق باشید ( روایط عمومی چرند و پرند )

نوشته شده توسط ostad charandi در July 17, 2005 02:13 AM

khoosh oomadin! kolli jahaye mokhtalef hast too tehran ke motmaenan nadidin. jaalebe ke mikhayn baafte jonoob shahr ro bebinin. kollan farhange adamaash ham fargh mikone.
age vaght kardin farhangsara niavaran alan kolli barnaame dare yani namaayeshgaahe naghashi va instalation art va... khoobe....

نوشته شده توسط m. در July 17, 2005 07:07 AM

ostaad, haal kon va jaaye maa ro khaali ;)

نوشته شده توسط Ehsan در July 17, 2005 05:02 PM

با درود، :)

بگمانم اين بخشِ نوشته‌ی شما: «تو موزه‌ی لوور که قسمت عظيمی از فرهنگ و تمدن ایرونی رو تو خودش جا داده» اينگونه درست‌تر باشد: « تو موزه‌ی لوور که قسمت عظيمی از فرهنگ و تمدن ایرونی رو تاراج کرده» ;-)

اين فرانسوی‌ها از همسايه‌ی آن ورِ آبیِ خود چيزی کم ندارند. شگفت که پيوسته هم پنبه‌ی اين و آن و از جمله انگليسی‌ها را می‌زنند. بگذريم، چنانچه آن نامه‌ای را که می‌گويد نوشتيد، خواهش می‌کنم اگر ‌توانستيد يک نامه برای من بفرستيد تا من هم آگاه شوم. چون شايد آن را از دست بدهم - يادم برود و جاهايی را هم که می‌خوانم پيرامون آن ننوشته باشند - چنين خواهشی دارم. هرچند کوشش می‌کنم پيوسته به اينجا سر بزنم.

پيشاپيش از شما سپاسگزاری می‌کنم.

* اگر تا کنون «نوبنياد» هم نرفتيد پيشنهاد می‌کنم يک سری بزنيد.

نوشته شده توسط پاينده باد ايران در July 18, 2005 02:17 PM

حتما اینکار اسکن رو انجام بده تا به جرم سرقت بیوفتن دنبالت!
بابا اخه این چه کاری بود که کردی؟ یه ذره بشین ببین اسمش واقعا چیه؟

نوشته شده توسط afra در July 19, 2005 06:03 PM

Nemodonam ke in kare shoma manteghee wa aghelaneh bodeh ya na? Be serfe in ke on ra dobareh sareh jash mizaran ya in ke hich karee nemikonand ke shoma nabayad in kar ra anjam midadeed. Pishdawaree! Az koja midoneed shayad ke az shoma ham babte tazakoree ke midadeed tashakor ham mikardand? Wa shayadhayeh digar.

Az ghesmaty ke rajeb be jawanhayeh Irany neweshty SHEGEFTZADEH shodam. Aya ax ham az onha gerefteh wa dary?

Wali bedone eghragh begam ke site motafawety dary. Saay kon haninjoory edameh bedy. Barat arezooyeh mowafaghiat daram.

Azad

نوشته شده توسط Azad در July 25, 2005 11:39 AM